پیوندهای سازمان

مقاله

دانشجو می گوید: فقر…

آنچه می خوانید، فصل چهارم از پایان نامه ی خانم نجمه قنبری در مقطع کارشناسی ، رشته ی علوم اجتماعی، دانشگاه تهران می باشد که به تازگی پایان پذیرفته است. این پایان نامه با عنوان کلی «تحلیل انسان شناختی دیدگاه های حامی محرومان در مورد فقر و تأثیرات فعالیت های حمایتی آنان» می باشد. خانم قنبری با راهنمایی های دکتر نرسیسیان به جمع آوری نظرات اعضای گروه های دانشجویی فعال در عرصه ی محرومیت زدایی و در نهایت، به دسته بندی و تحلیل نظریات آنان پرداخته است.

در ابتدا به تعریف فقر و محرومیت از دید دانشجویانی که در گروه های دانشجویی حامی  محرومان فعالیت می نمایند پرداخته و پس از آن دیدگاه آنان در مورد علل محرومیت را بررسی می نماییم.
اما در پاسخ به این مسئله که چرا پیش از بررسی عوامل تاثیر گذار بر محرومیت در منطقه به این مبحث می پردازیم که تعریف اعضای این گروه ها از مسئله فقر و محرومیت چیست؟ باید گفت: با توجه به آنچه که در باب نوع نگاه هر گروه نسبت به مسئله و تاثیرات آن بر مسئله مورد بررسی در پیش گفته شد به نظر می رسد که بررسی دیدگاه و تعاریف این گروه ها از مسئله فقر و محرومیت ضروری باشد. به عبارت ساده تر در اینجا به این مسئله می پردازیم که دانشجویان فعال در زمینه حمایت از محرومان چه تعاریفی از این مفاهیم داشته اند که بر مبنای آن علل و عوامل فقر و محرومیت را اینگونه دسته بندی نموده اند؟
پس از پرداختن به تعاریف محرومیت از دید دانشجویان و نیز بررسی علل آن با توجه به سه عامل کلی اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی و ترکیبی از این دو عامل ، راحت تر می توان به تاثیرات و نتایج حاصل از فعالیت این گروه ها پرداخت.

علل فقر و محرومیت از دید دانشجویان:
در میان پاسخ هایی که توسط اعضای گروه های فعال حامی محرومان ارائه شده بود با چند دسته بندی کلی برخورد کردیم که در ادامه به توضیح آن می پردازیم:

• کمبود:
گروهی از پاسخگویان عامل «کمبود» را عامل اصلی محرومیت می دانستند. از نظر این گروه هر نوع کمبود چه از لحاظ فرهنگی و یا اقتصادی و … که مانع دستیابی فرد به سطح متوسط زندگی در یک جامعه گردد، همان فقر است. به عبارت ساده تر، فقر به معنای نداشتن است. نداشتن چیزی که برای زندگی عادی روزمره به آن نیازمندیم و یا چیزی که نبود آن موجب ناهنجاری در جامعه می گردد. بنابراین با این تعریف از کمبود و نداشتن، باید انواع گوناگونی را برای آن متصور شد.
از نظر پاسخگویان، کمبود انواع گوناگونی دارد که نازل ترین و در عین حال مشهودترین و عینی ترین مرتبه آن فقر اقتصادی است، که ناظر به نداشتن امکانات مادی و رفاهی مورد نیاز زندگی روزمره ی فرد می باشد. اما این مرتبه مهم ترین مرتبه ی فقر نیست.
انواع جدی تری از فقر نیز وجود دارد مثل فقر علمی و یا فقر فرهنگی و … به نظر دانشجویان فقر مادی که اگر به همراه این عوامل به وجود نیامده باشد، اما حداقل به یکی از این عوامل منجر می شود.
در این دسته بندی گروهی از دانشجویان اگرچه معتقد بودند که فقر مجموعه ای از هر دو عامل اقتصادی و فرهنگی است اما نقش بیشتری به فقر فرهنگی می دادند و نسبت اثر گذاری این دو نوع از فقر را اینگونه بیان می نمودند که فقر فرهنگی ۷۵ درصد و فقر مادی ۲۵ درصد سهم را در ایجاد محرومیت به خود اختصاص داده اند.
به عقیده این گروه فقر محرومیتی است که به دلایل اقتصادی و فرهنگی توامان ایجاد می گردد و نقش هیچ یک را نمی توان در ایجاد آن نادیده گرفت، اما در عین حال، معتقد بودند برای رفع آن باید به رفع و از میان بردن ابعاد فقر فرهنگی پرداخت و در صورت موفقیت در آن تا حد زیادی می توان به حل و رفع ابعاد اقتصادی نیز امیدوار بود.
البته به عقیده گروهی دیگر ماجرا از زاویه ای متفاوت قابل بحث است. اینکه در یک منطقه محروم ۸۰ در صد مشکلات در حقیقت ناشی از فقر اقتصادی است . به عبارت ساده تر این گروه نیز اگر چه فقر را مجموعه ای از هر دو عامل اقتصادی و فرهنگی- اجتماعی می دانند اما معتقدند که نقش فقر اقتصادی بسیار پررنگ تر از انواع دیگر آن است. اما نکته بسیار قابل توجه در نظر این گروه این است که علی رغم نقش پررنگ تر فقر اقتصادی در محرومیت این مناطق، اما برای رفع محرومیت نمی توان تنها به حل آن بسنده نمود و حتی نمی توان معتقد بود که با رفع ابعاد گوناگون فقر اقتصادی می توان شاهد رفع ۸۰  درصدی مشکلات و محرومیت های موجود در این منطقه بود. چرا که اگر چه عامل ایجاد محرومیت در این مناطق و نیز ظاهر محروم این مناطق کاملا به مسائل اقتصادی باز می گردد اما بستگی عمیقی با سایر ابعاد آن پیدا کرده است و بر همین اساس نمی توان به حل یکی از ابعاد فقر بسنده کرد.
نکته دیگری که به کمبود های منجر به محرومیت مربوط می شود، نبود تعادل است. به عنوان مثال: نبود تعادل میان درآمد و مخارج موجب ایجاد فقر اقتصادی می گردد.
پس در مجموع از دید گروهی از دانشجویان فقر انواع گوناگون اقتصادی، فرهنگی و … دارد که ابتلا به هریک از آنان موجب در گیری در سایر ابعاد آن می گردد و ابتلا به هریک به معنای کمبود و یا نداشتن آن عامل به صورت جدی در زندگی روزمره مردم یک منطقه است.محرومی که از اجتماع به هر دلیلی طرد شده باشد از آموزش هم بی بهره می ماند و بر اثر آن با فرهنگ مصرف و تولید آشنا نمی گردد. این نا آشنایی موجب ناتوانی او در کنترل و هدایت صحیح مصرف و ایجاد تعادل در دخل و خرجش می گردد، همین عامل موجب می گردد که در سیکل معیوب فقر گرفتار گردد و این روند ادامه یابد.

• احساس نیاز:
در مقابل نگاه قبلی، گروهی از دانشجویان معتقد بودند که نه تنها فقر به معنای نیازمندی نیست بلکه اساسا زاییده نوعی نگاه به زندگی است. از نظر این گروه فقر در حقیقت به معنای احساس نیازمندی کردن است. به تعبیر این گروه، چه بسیار مردمی که در تنگنای اقتصادی زندگی می کنند ولی احساس غنا و بی نیازی می کنند ، مانند پیامبران و اصحاب ایشان در روزگار گذشته و بسیاری از زاهدان و حتی خانواده های بزرگان در حال حاضر، و در مقابل نیز مردمی هستند که علی رغم رفاه اقتصادی همواره احساس کمبود می نمایند. بنابراین فقر پدیده ای است فرهنگی که صرفا به مسئله اقتصادی اطلاق نمی گردد و عامل سنجش آن، میزان احساس نیاز و یا بهره مندی افراد می باشد.
بر این اساس وظیفه دانشجویانی که در مناطق محروم فعالیت می نمایند از بین بردن حس فقر و محرومیت و ایجاد حس توانمندی و بی نیازی در مردم منطقه است. بر اساس این باور، این گروه از دانشجویان علل اصلی محرومیت را صرفا مسائل فرهنگی – اجتماعی می دانند و از نسبت دادن آن به عوامل اقتصادی احتراز می نمایند و در میان علل محرومیت صرفا با تاثیر عوامل فرهنگی – اجتماعی موافق اند.

• نا آگاهی:
گروهی از دانشجویان که پاسخ شان در این دسته بندی قرار می گرفت، فقر را اینگونه تعریف می نمودند: « فقر نه تنها به معنای تنگدستی نیست بلکه اتفاقا گاهی برعکس است یعنی اینکه مردم منطقه دارایی های زیادی داشته باشند، اما از آن اطلاعی نداشته باشند.» پاسخ این گروه از جهاتی با پاسخ های گروه قبلی شباهت دارد اما دقیقا به یک معنا نیست. این گروه دارایی های مد نظر خود را منابع و استعداد ها و توانایی هایی می داند که در یک منطقه و یا مردم آن وجود دارد، اما از وجود آن بی اطلاعند و یا نحوه استفاده از این منابع را نیاموخته اند و یا حتی بدتر از آن اینکه، خود را برای رسیدن به این منابع باور نداشته باشند.local knowledge  (دانش بومی)
این گروه استناد خود را برای این موضوع، معطوف به حدیثی از امام علی(ع) می دانند: «فقیر ترین مردم ، جاهل ترین آنان است»
طبق آمار به دست آمده، به طور کلی آنچه از دید دانشجویان به عنوان علت عمده محرومیت در منطقه به شمار می رود، ترکیب هر دو عامل فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی است.  و نکته بسیار قابل توجه این است که در هر دو مورد عوامل اقتصادی و  فرهنگی-اجتماعی درصد نظراتی که پیرامون انحصار یکی از این دو به عنوان عامل اصلی محرومیت در منطقه عنوان گشته است، برابر می باشد.

  • v4 وارثین۴

    شماره چهارم نشریه وارثین در بهار ۱۳۸۸ انتشار یافت. * […]

حامیان مهرباران